شعر غدیر -3
علي عدالت محضي كه نيست مثل تو
در اين حواليِ بي درد ، كيست مثل تو
تو با تمام بزرگي امير عشق مني
يگانه معني عيد غدير عشق مني
تمام عشق ! تو مولي ، ولي من هستي
اجازه هست بگويم علي من هستي
شبي مفسر حرف زلال آب شدي
ابو عدالت ، ابو عشق ، ابو تراب شدي
« علي » شدي تو و خورشيد ، خاك پاي تو شد
بهار لبريز از سبزي صداي تو شد
بمان بيايم و سيرت ببينم ، آي ! مرو
بمان ز روح تو زخمي بچينم ، آي مرو !
مرو كه با تو نگاهم قشنگ خواهد شد
دلم براي تو اي مرد تنگ خواهد شد
براي عشق و عدالت غريب زيست علي
هنوز مانده بفهميم اينكه كيست علي !
و خويش را چه عجيب است شيعه ميناميم
من و شما كه نفهميدهايم كيست علي
چنان به لبخندش پشت كردهايم انگار
ميان ما بد عهدان غريبهايست علي
كدام چاه در اين شهر مرده ميفهمد
كه چيست معني يك عمر خون گريست علي
بيا عدالت و شمشير خويش را بردار
و بار ديگر در بينمان بايست ، علي !


بسيج، لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همة مجاهدان از اولين تا آخرين امضا نموده اند.